احمدی نژاد در  کلاف سردرگم فقر وبیکاری  وا خواهد ماند!

!

آنچه اکنون زمین بازی احمدی نژاد را پر بیننده کرده ،دلیلش  نه انتخابات قلابی دوره نهم  و بر مسند تکیه دادن

وی بر کرسی ریاست جمهوری اسلامی است ؛ بلکه چگونگی عبور او ازسد دفاعی مردم و عبور از شعله های

خشم آنها که خود را بصورت درخواستهای اقتصادی و برابری اچتماعی ؛ رفع ستم از کارگران ؛ خلقها؛ نابرابری

های جنسی  وهزاران دردو بلای متفاوت ؛بروز میدهد؛ میباشد.از اینروست که او تمام توان نظامی رژیم و حمایت

معنوی و مادی همه آیات عظام را در پشت خود دارد.تا کنون هیچ یک از اصلاح طلبانن داخل رژیم  بغیر   از

کروبی  به صراحت در افشای حقه بازی های دستگاه در انتخابات سخن نگفته و او  هم که حرفی زد از سوی

رییس اصلی حکومت متهم به توطعه بر علیه "انقلاب " گردید و مجبور شد  غلاف کند وبرای خالی نبودن

عریضه اقدام به تشکیل حزبی بنام "اعتماد ملی" کند . از اینروست که در میدان بازی؛ احمدی نژاد یکه تازی

است که میباید ازقله   قاف عبور نماید.بدین جهت است که فرماندهان ارتش وسپاه یکی پس از دیگری حمایت

خود را ازاو اعلام میدارند.او در حقیقت پای درمیدانی گذاشته که سنگلاخها و  پستی بلندی هایش را  بخیال

خودش  تنها بوسیله تانکهای ارتشی میتوان هموار کرد.

زیرا  قول وقرارهای احمدی نژاد نتیجه ای جز سرکوب مردم در ازای درخواستهایشان نخواهد داشت.

برای اثبات این موضوع کافیست ؛

نگاهی سطحی بیاندازیم  به جایگاه اقتصاد وابسته ایران  به جهان و وابستگی 90 درصدی آن  به درآمدهای نفتی

از یکسو و از سوی دیگر  نرخ 12 درصدی بیکاران رسمی در ایران که عمدتا از هیچگونه کمک های اجتماعی

برخوردار نیستند و سالیانه یک میلیون نفر فارغ التحصیل به آنها اضافه میگردند .این در حالی است که از کسانی

که بعنوان شاغل نام برده میشود میلیونها نفر به مشاغل انگلی مثل فروش سیگار و  اجناس بنجل مشغولند؛

بدون اینکه آنها  هیچ گونه اطمینانی برای تامین مخارج روزانه اشان داشته باشند؛ با  جان کندن مشغول ادامه

حیات میباشند . در کنار آنها میلیونها زن خانه دار که هیچگاه در جمهوری اسلامی بعنوان نیروی بیکار

بحساب نیامده اند قرار دارند که میزان واقعی نرخ بیکاری را به مراتب  خیلی بالاتر از 12 درصد باید محاسبه

نمود. این ازیکسو و از سوی دیگر  نرخ تورم غیر قابل قیاس با همه کشورهای جهان و عقب ماندگی تکنولژی

وفشار سیاست تجارت انگلی بر تکنولوژی  بدون توچه به سرمایه گذاری و  عدم حمایت از صنایع ملی ؛ و از

همه مهمتر نابرابری اقتصادی در جامعه و فساد دستگاه حکومتی و تاراج مردم توسط دست اندرکاران .

آنگاه  متوچه عمق فاجعه خواهیم شد. در چنان محشری است  که نه  امکان برخورداری آزادانه از امنیت

اجتماعی برای مردان و زنان و جوانان وجود دارد  ونه  فرصت های اقتصادی برای آنان.در رژیمی که

نه آزادی سیاسی و حق تعیین رییس جمهور و نمایندگان واقعی و نه آزادیهای  حق تعیین سرنوشت برای

خلقها و   نه  امنیت اقتصادی و اچتماعی ؛ سیاسی  حتی  برای خود دست اندرکاران رژیم وجود دارد و

محرومیت بهداشت ودرمان و سواد آموزی و سرکوب خشن  هرگونه اعتراض و افشاگری؛ فغان حتی

خودیهایشان را به بالا برده  است ؛آیا شعار برابری اجتماعی جز یک فریب نیست؟

گرچه قیمت نفت بطور سرسام آوری افزایش یافته و اکنون به میزان بشگه ای 60 دلار رسیده است اما این حتی

برای کسانی که بخواهند در جهت توزیع عادلانه ثروت اقدام کنند نمیتواندتکیه گاه محکم و با ثباتی باشد. زیرا که

توزیع عادلانه ثروت وقتی معنی پیدا میکند که هرکس بتواند ازنیروی  کار خود  باندازه نیاز واقعی اش مزد کافی

دریافت کند؛ تا مجبور به انجام کارهای انگلی ووقت گیر نگردد.یکی دیگر از منچلابهایی که احمدی نژاد در آن

غوطه ور خواهد شد میزان رو به افزایش واردات در ازای فروش نفت به کشورهای صنعتی میباشد. این  میزان

در شرایط فعلی تقریبا هم سطح بوده و در حال گسترش است. بعنوان نمونه میتوان تازه ترین قراردادهای تجاری

درزمینه  واردات میوه و انواع مواد غذایی با کشورهای دیگر را ذکر نمود که البته بخاطر رفاه حال "مردم "

بسته شده است. ادامه این سیاست همانگونه که تا کنون بوده است ؛ اولا موجب افزایش   بیکاری کسانی  که هم

بصورت  فصلی در باغات و یا دایمی در کارگاهای کوچک وبزرگ  مشغول  کار میباشند و  بر اثر زیان دهی

و ورشکستگی باغات و کارگاها , از کار بیکار خواهند شد ؛ میگردد. بخش اعظم درآمدهای نفتی  و صادرات

صرف واردات اجناس بنجل میشود و هر آنچه که باقی میماند بعنوان ذخیره ملی پس انداز میگردد. این ذخیره

 ارزی  همواره   مورد دستبرد

دست اندر کاران رژیم قرار میگیرد. آنها با این ذخیره ارزی  هیچگونه اقدامی در جهت بهبود وضع اجتماعی

و بهداشتی و درمانی مردمی که  طبق ادعای معاون وزیر بهداشت ؛  هم اکنون  برای هر 4000 خانواده

روستای یک پزشک عمومی مشغول کار است ؛ صورت نمیدهند.از این روست که اختلاف طبقاتی بین کسانی

که پولهای باد آورد را پارو میکنند و آنان که به نان شب خو محتاجند همواره رو به   گسترش است.از همه

گذشته همه نقدینگی کشور به جیب کسانی میرود که هدفی جز تلمبار کردن ثرت های خصوصی ندارند؛

دادوستد های آنان وصدای  رشوه گیری و رشوه دهی هرکدام از رهبران رژیم وخصوصا خوانواده هاشمی

رفسنجانی و ثروت های افسانه ای آنان  از هر کوی وبرزنی بگوش میرسد. در همین اواخربود   پس از خط

و نشانه کشیدنهای احمدی نژاد برای خوانواده هاشمی رفسنجانی؛  دست غیب و حمایت "آقا " از اوبلند  شد

و دستور داد  تا کسانی که  موجب خدشه دار کردن "حیثیت " سیاسی  رفسنجانی  شده اند را شناسایی کنند.

و از او تمجید و تقدیر نمود.گرچه احمدی نژاد تصمیم دارد به عنوان پاداش انتصاب خود به مقام  ریاست

جمهوری مبلغ 300 هزار تومان به ارتشیان وسپاه برای یکبار پرداخت نماید؛ اما هیچکس نیمتواند منکر

این شود که  انتظارات مردم و حتی خود این ارتشیان وسپاه که گول حرفهای

احمدی نژاد  را خوردند ؛ چیزی خیلی فراتر از این  اینهاست . انتظارات مردم که با شعار های عوامفریبانه

احمدی نژادخود را عریان نموده است همچون ریسمانی به  دست وپای احمدی نژاد گره خواهد خورد .

این انتظارات نه از سوی احمدی نژاد که نماینده یک  سیستم آلوده به خون  مردم میباشد  و نه آن مجلس

عقب مانده اش عملی میباشد.از  مجلسی که بر سر دادن  دو ماه حقوق بیکاری به میزان 80 هزار تومان

به  کارگران؛ آنها  را مفت خوار و تنبل  مینامند و رییس مجلسی که از کارگران میخواهد به حق خود قانع

باشند و بگذارند سرمایه داران با سرمایه خود برای آنان کار تولید کنند؛ در کنار احمدی نژاد که هدفی جز

خدمت به ارتجاع ندارد ؛ آیا میتوان انتظاری غیر از به فلاکت کشیدن طبقات ضعیف  و در نهایت سرکوب

درخواستهای آنان  داشت؟

باشد که مردم اینبار از پای نخواهند نشست و اگر در مقابل خمینی کوتاهی کردند در برهه کنونی دستها

را بالا خواهند زد وبرای نان و در خواستهای دمکراتیک وسیاسی خود مبارزه ای بی امان و  بدون سازش طبقاتی

را بر علیه تمامیمت رژیم اسلامی آغاز خواهند نمود.

070705  رسول آرام