شوانه‌ سنبل مقاومت

 

ملت کرد در طی مبارزات حق طلبانه‌اش فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر نهاده‌ است و برای رسیدن به‌ اهداف بر حقش و رقم زدن سرنوشت خویش رنج و محنتهای فراوانی را به‌ جان خریده‌ است. ملت کرد همیشه‌ بر این باور بوده‌اند که‌ باید خطر کنند. به‌ همین دلیل در این راستای مبرزه‌ سیاسی همیشه‌ قاطبه‌ و پیش قراول ، سکان کشتی ناملایمات را خود هدایت نموده‌اند. ملت کرد بر این باور اذعان داشته‌ که‌ در برابرظالمان هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی سر فرود نیاورده‌، بلکه‌ بر عکس سرفراز روحیه‌ ازادی خواهی را حفظ نموده‌ است. رژیم جمهوری اسلامی در طول چند سال حکومت دیکتاتوریش از هیچ جنایات غیر انسانی دریغ نورزیده‌ و دلایل زیادی که‌ صحه‌ بر این واقعیت بگذارد موجود است. اگر بیاییم با دقت مساییل را موشکافی نماییم، پدیده‌های سیاسی و عوامل موثر در ان پدیده‌ها را بررسی کنیم هر روز بیشتر بر ناتوانی این رژیم ددمنش پی خواهیم برد.

با شکست پروسه‌ اصلاح طلبی خاتمی  و ناکام ماندن این پروسه‌، مردم ایران اعتمادشان را نسبت به‌ جمهوری اسلامی بیشتر از دست دادند. جمهوری اسلامی هم اخرین کارت بخت ازمایی در این بازی زیگزاگی مصرف نمود.

با شکست اصلاح طلبی، میدان تازه‌ای از مبارزه‌ سیاسی بر علیه‌ این رژیم شروع شد. خاتمی این مرد هذیان گو خواست چند صباحی دیگر بر عمر این رژیم بیافزاید و سعی کردند گسلهایی که‌ در طول این چند سال جنایت رژیم که‌ بر پیکر حکومتشان اثر گذاشته‌ هموار کنند که‌ گویا پروسه‌ اصلاح طلبی راه را برای دموکراسی هموار کنند و کسانی مانند اکبر گنجی روزنامه‌ نگار و احمد باطبی و غیره‌ حالا هم در زندانهای رژیم زیر ضرب و شتم جلادان قرار دارند. سرکوب این دوره‌ مقطع زرینی از زمان بود که‌ در ان نویسندگان و شاعران کتابها نوشتند اما نه‌ در مدح و ستایش رژیم، بر عکس بر علیه‌ رژیم، قتلاهای زنجیره‌ای خود گواه بر این واقعیت است. پیامدهای این واقعه‌ ناگوار منجر به‌ تظاهرات هر روزه‌ اگاهان سیاسی و دانشجویان در کوی دانشگاهها و در مقابل زندان اوین شد که‌ خود ثمره‌ این مقطع زمانی به‌ حساب میاید. در انتخابات دوره‌ نهم ریاست جمهوری در ایران شکاف و حائل میان جناحهای رژیم را دوچندان کرده‌ است. تحریم کردن انتخابات ریاست جمهوری در کردستان تلنگر و زنگ خطری بوده‌ برای سردمداران رژیم، چنانچه‌ ملت کرد یکپارچه‌ به‌ خیابانها ریختند و جواب نه‌ به‌ جمهوری اسلامی دادند. ولی به‌ نظر من این حرکت انقلابی خود جوش نبوده‌، بلکه‌ ریشه‌ در جنبش انقلابی خلق کرد در سالهای متمادی دارد. همچنین با تحریم انتخابات در کردستان رژیم اخوندی را شیر فهم نمودند که‌ دیگر وقت زورگویی و اجحاف به‌ سر امده‌ است و گزار به‌ دموکراسی نسیم ازادی خواهی شروع به‌ وزیدن کرده‌ است. تحولات سیاسی در کردستان عراق و تاثیر مثبت و مستقیم ان بر کردستان ایران روند تحولات سیاسی را در کردستان سرعت بخشید. مطرح کردن مطالبات سیاسی، مسئله‌ حقوق بشر، عدالت اجتماعی، و مسئله‌ فدرالیسم بین ملتهای تحت ستم در ایران به‌ طور عام و خصوصا در کردستان یک حرکت موازی و هم صدا و هم سانی را به‌ وجود اورده‌ که‌ به‌ وضوح مشاهده‌ میشود. پلاتفرم سیاسی روشن برای این دوره‌ از مبارزه‌ مردم کردستان تاثیر مثبت احزاب سیاسی کرد چون کومله‌ را در شکل دادن این مطالبات سیاسی و دخیل و تاثیر گزاری بر ان را نمیتوان نادیده‌ گرفت. با روی کار امدن احمدی نژاد دوره‌ جدیدی از سرکوب جمهوری اسلامی شروع میشود. دوره‌ ریاست جمهوری احمدی نژاد دوره‌ای از ناامیدی و یاس رژیم معرفی میشود، دوره‌ای است که‌ توان تصمیم گیری را از یکایک افراد کلیدی این رژیم گرفته‌ است. ناگفته‌ نماند فشارهای بین المللی بر جمهوری اسلامی در ارتباط با غنی سازی ارانیم و پایمال کردن حقوق بشر در ایران، و نامه‌هایی که‌ در این خصوص روانه‌ سازمان ملل برای رسیدن بر این بی حقوقی که‌ در ایران صورت میگیرد خود فشاری طاقت فرساست که‌ رژیم توان ایستادگی در مقابل ان را از دست داده‌ است و با نشان دادن انگشت شصت بر مردم میخواهد کمی از این فشارهای روانی که‌ متحمل ان شده‌ است از میان بردارد.

این خیزش همه‌ جانبه‌ و یکپارچه‌ مردم انقلابی مهاباد که‌ در چند روز اخیر اتفاق افتاد و تا حالا هم ادامه‌ دارد رژیم جمهوری اسلامی رابر ان داشت در این باره‌ واکنش ناجوانمردانه‌ای از خود نشان داده‌ و احمدی نژاد هم در اول راه‌ دست خود را دوباره‌ رو کرد و سعی کرد باز هم با زهر چشم گرفتن از قیام تاریخی مردم مهاباد ان قیام را از نطفه‌ خفه‌ سازد. با شهید کردن جوانی انقلابی به‌ نام شوانه‌ سید قادر خواست مردم مهاباد را مرعوب سازد، اما رژیم مانند همیشه‌ کور خوانده‌ است.

جمهوری اسلامی، باید نیک بداند با شهید کردن شوانه‌ سید قادر نه‌ اینکه‌ نتوانست دوره‌ای از روحیه‌ انقلابی را در میان جوانان مهاباد بکاهد، بلکه‌ خشم و نفرت مردم مهاباد را نسبت به‌ جمهوری اسلامی دوچندان کرد. شوانه‌ سنبل اراده‌ ملت کرد، تا اخرین لحظات زندگی با استقامت و استواری تمام در برابر جلادان رژیم اخوندی ایستاد و سر فرود نیاورد. احمدی نژاد برای مردم کردستان نامی ناشنا نیست، جنایاتش بر همگان عیان است زمانی که‌ در کردستان به‌ عنوان پاسدار رسمی انجام وظیفه‌ کرده‌ است. دست داشتن ایشان در ترور نخبگان سیاسی کرد بر همگان عیان است. احمدی نژاد این چهره‌ کریه‌ و زشت چطور میخواهد ریاست یک مملکت را به‌ دست گیرد. شخصی که‌ خود تروریست بوده‌ و اکثر ترور سالهای گذشته‌ چه‌ در ایران و چه‌ در خارج از کشور ایشان یک پل ارتباطی بوده‌ اند و شخصا دست داشته‌ است. تحریم انتخابات ریاست جمهوری از طرف مردم کردستان و همچنین برگشتن صندوقهای خالی رای به‌ مرکز، احمدی نژاد را ناخرسند کرده‌ و در سرکوب مجدد خلق کردستان سوگند یاد کرده‌ است. ولی رژیم اخوندی در محاسبات خویش راه را اشتباه‌ پیموده‌است. رژیم اسلامی باید بداند مردم شریف و انقلابی مهاباد تنها نیستند که‌ سرکوبشان کند. شهید شدن شوانه‌ سید قادر همه‌ مردم کردستان را عزادار نمود. پایداری و استقامت این جوان انقلابی سنبل اراده‌ ملتی است تحت ستم که‌ برای ازادی، برابری و دموکراسی حاضر است جان خود را فدا کنند.

ولی در اینجا مسئله‌ای را لازم به‌ ذکر میبینم و ان این است، مردم کردستان باید خیلی با دقت و کاردانی مبارزه‌ سیاسی را پیش ببرنند با توجه‌ به‌ اینکه‌ ماهیت احمدی نژاد هم برای ما ملت کرد روشن شده‌ است. تا جایی که‌ ممکن است بهانه‌ دست این رژیم ندهیم و نگذاریم کردستان به‌ حمام خون مبدل گردد، بلکه‌ باید شیوه‌ و سبکهای جدیدی از مبارزه‌ را برگزینیم که‌ با این دور از تحولات سیاسی در جهان به‌ خصوص در خاور میانه‌ همخوانی داشته‌ باشد.

 

 

 

عبدالاحد احمدزاده‌

٢٤/٧/٢٠٠٥