افسانه گروگانگيري احمدي‌نژاد!

 


«آيا اين درست است كه مى‌گويند آقايان اصغرزاده و ميردامادى بحث لزوم تسخير سفارت آمريكا را در جلسه شوراى مركزى تحكيم مطرح كردند و شما به اتفاق آقاى احمدى‌نژاد با آن پيشنهاد مخالفت كرديد؟» سيدنژاد: «بله، همين طور است».

 

 

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: پس از آن‌كه اتهامات مختلف در ارتباط با گذشته احمدي‌نژاد نظير «تيرخلاص‌زن زندان اوين»، «عامل عمليات مخوف تروريستي خارج از کشور» و «دست داشتن در قتل دکتر سامي» مطرح شد، اينك خبرگزاري‌هاي شناخته‌شده جهاني اعم از «رويترز» و «آسوشيتدپرس» به نقل از گروگان‌هاي آمريكايي در سال 1979 اعلام كرده‌اند كه احمدي‌نژاد را هنگام بازجويي از خود ديده‌اند.

البته اين مورد آخر كه براي آن شاهداني هم ارائه شده، جالب و قابل تأمل است، چراكه آمريكا تاكنون از بخش تندرو جناح اصلاح‌طلب كه اكثر افراد آن جزو رهبران حركت دانشجويي تسخير سفارت آمريكا در سال 1979 بوده‌اند، حمایت کرده است. پشتیبانی آمريكا در چندين مورد از عباس عبدي و استناد به مدارك نظرسنجي وي در مورد رابطه با آمريكا (با مشاركت مؤسسه نظرسنجي گالوب آمريكا) و همچنين مناظره عباس عبدی و باری روزن(گروگان‌ آمريكايي) نشان‌دهنده عدم اهميت جدي آمريكا به موضوع عوامل دستگيري گروگان‌هاي آمريكايي است.

با اين حال، از آنجا كه موضوع گروگانگيري، واكنش‌هاي شديدي را در افكار عمومي جامعه آمريكا ايجاد مي‌كند، به نظر مي‌رسد در موارد لازم آمريكايي‌ها از اين سوژه استفاده مي‌كنند و اين بار براي تحت فشار قرار دادن ايران پس از انتخابات اخير به اين موضوع روي آورده‌اند.
به نوشته «واشنگتن‌تايمز»، «چارلز اسكات» 73 ساله، كلنل بازنشسته آمريكايي يكي از گروگان‌هاي پيشين آمريكا مي‌گويد، به محض اين‌كه تصوير احمدي‌نژاد را در روزنامه‌ها ديدم، متوجه شدم كه او را ديده‌ام او يكي از دو، سه نفر گروگانگيرهاي اصلي بوده و يك تروريست است.
به نوشته اين روزنامه، «دونالد شيرر» يكي ديگر از گروگان‌هاي آمريكايي كه اكنون بازنشسته شده به ياد مي‌آورد كه احمدي‌نژاد يك تندرو بي‌رحم بوده است.
شيرر 64 ساله از «بدفورد» ايالت اوهايو كه او هم از گروگان‌هاي آمريكايي است، مي‌‌گويد كه او به وسيله احمدي‌نژاد مورد بازجويي قرار گرفته، اما موضوع بازجويي را به ياد نمي‌آورد.

«كوين هرمنينگ» از شهر «موسيني» ايالت ويسكانسين با سابقه 20 ساله در گارد امنيتي دريايي مي‌گويد، وقتي كه سفارت در حال تسخير بود، او پس از تسخير سفارت با احمدي‌نژاد تماس داشته است.
او ادامه مي‌دهد كه احمدي‌نژاد پس از تسخير سفارت از من بازجويي كرد و اين بازجوها در ارتباط با اماكني كه قفل شده و نگهداري مي‌شوند، سؤالاتي مي‌كردند.

«واشنگتن‌پست» مي‌افزايد: احمدي كه هفته پيش رئيس‌جمهور ايران شد در آن زمان يك دانشجوي 23 ساله بوده كه در سال 1979 يكي از اعضاي تندرو دانشجويان بوده كه تسخير سفارت آمريكا را رهبري مي‌كرده است.
دفتر احمدي‌نژاد اين موضوع را انكار مي‌كند، اما هيچ نظري در مورد اين‌كه رئيس‌جمهور منتخب چه نقشي را در 444 روز گروگانگيري انجام داده بيان نكرده است.

تصوير مورد اشاره رسانه‌هاي غربي درباره گروگانگيري سال 1358

 

تصوير دوران دانشجويي محمود احمدي‌نژاد برگرفته از سايت مردميار

در اين حال، سه تن از دانشجوياني که در ماجراي گروگانگيري سفارت آمريکا شرکت داشته‌اند، مشارکت احمدي‌نژاد در اين ماجرا را رد کرده‌اند.

محسن ميردامادي گفته است که محمود احمدي‌نژاد حتي براي يک دقيقه نيز در کنار گروگانگيرها نبوده است.

عباس عبدي، از جمله رهبران دانشجويان شرکت کننده در گروگانگيري و حميدرضا جلايي‌پور، يکي از گروگانگيرهاي سابق هم حضور آقاي احمدي‌نژاد در ميان دانشجويان را نادرست خوانده‌اند.

عبدالحسين روح‌الاميني هم كه از جمله دانشجويان حاضر در تسخير سفارت آمريكا بوده است، مي‌گويد: در اين جريان، بيشتر دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران، صنعتي شريف، اميركبير (پلي‌تكنيك) و شهيد بهشتي (ملي) شركت داشتند و دانشجويان علم و صنعت در آن حضور نداشته‌اند.

دانشجويان به ترتيب: ابراهيم اصغرزاده، محسن ميردامادي (دانشگاه پلي‌تكنيك)
و حبيب‌الله بيطرف (دانشگاه تهران)


خبرنگار «بازتاب» در پايان مي‌افزايد: روزنامه «واشنگتن‌تايمز» و ديگر رسانه‌هاي غربي، با انتشار تصويري از ماجراي گروگانگيري، تلاش كرده‌اند تا شباهت يكي از افراد حاضر در تصوير به احمدي‌نژاد را به عنوان يك سند، مطرح كنند. اين در حالي است كه اين تصاوير با تصاوير دوران دانشجويي احمدي‌نژاد، بسيار متفاوت است.

خبرنگار «بازتاب» مي‌افزايد: گفت‌وگوي سيدنژاد، يكي از اعضاي اولين شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با روزنامه شرق (در تاريخ 13/8/1383) نيز مخالفت احمدي‌نژاد با تسخير سفارت آمريكا حكايت دارد:
سيدنژاد عضو اولين دوره شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت است. دفتر تحكيم در سال ۵۸ توسط دانشجويان انجمن‌هاى اسلامى راه‌اندازى شده بود و در ابتداى كار، گويى بنابر آن گذاشته شده بود كه موضوعى به نام «تسخير سفارت آمريكا» در دستور كارش قرار بگيرد. او توضيح مى‌دهد كه چگونه اين پيشنهاد در شوراى مركزى تحكيم مطرح شد و پس از برخى مخالفت‌ها بدون عنوان دفتر تحكيم انجام گرفت.

• • • • •

• جناب آقاى سيدنژاد، شما عضو اولين دوره شوراى مركزى تحكيم بوديد. ديگر اعضاى شوراى مركزى تحكيم در آن دوره چه كسانى بودند؟
بله، بنده عضو اولين شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت بودم. تا جايى كه يادم مى آيد محسن ميردامادى از دانشگاه پلى تكنيك، ابراهيم اصغرزاده از دانشگاه شريف، محمود احمدى نژاد از دانشگاه علم و صنعت، بنده از دانشگاه تربيت معلم و يك نفر ديگر كه الان در ذهنم نيست از دانشگاه شهيد بهشتى، شوراى مركزى اولين دوره تشكيل دفتر تحكيم وحدت را شامل مى شدند.

• آيا اين درست است كه مى‌گويند آقايان اصغرزاده و ميردامادى بحث لزوم تسخير سفارت آمريكا را در جلسه شوراى مركزى تحكيم مطرح كردند و شما به اتفاق آقاى احمدى نژاد با آن پيشنهاد مخالفت كرديد؟
بله، همين طور است. دو، سه هفته قبل از ۱۳ آبان ۵۸ بود كه آقاى اصغرزاده و ميردامادى اين طرح را در جلسه شوراى مركزى تحكيم مطرح كردند. آنها در اول جلسه كه مطابق معمول تبادل اطلاعات و اخبار صورت مى گرفت تصريح كردند كه برخى اطلاعات و اخبار حاكى از آن است كه اخيراً محموله هايى توسط آمريكايى‌ها از پاويون فرودگاه مهرآباد به مقصد آمريكا خارج مى شود و دولت موقت هم هيچ نظارتى بر آن نقل و انتقال ها ندارد. آنها مدعى بودند كه برخى اسناد در حال خروج از كشور است و اين نشان دهنده برخى از مسائل ديگر است كه بايد از آن جلوگيرى كرد. پيشنهاد آنها در برابر اين اخبار، تسخير سفارت آمريكا بود. آنها همچنين در دفاع از طرح خود استدلال مى كردند كه الان گروه هايى كه در مقابل امام مى ايستند، موضع خود را با شعارهاى ضدامپرياليستى به نمايش مى گذارند و ما با اين كارمان به اين درگيرى مى توانيم پايان دهيم و ابتكار عمل را در ضدامپرياليستى بودن به دست بگيريم.

• اما علت مخالفت شما با اين طرح چه بود؟
چند وقت قبل تر بود كه امام گفته بودند حمله به دفاتر و دارايى‌ها و اموال سرمايه‌دارها مثل هتل‌ها بايد متوقف شود و توقيف اموال اگر هم ضرورت داشته باشد بايد از طريق قانون صورت بگيرد. وقتى هم كه مجاهدين محل گارد شهربانى را در دانشگاه ها تسخير كردند، ما با اين حركت مخالفت كرديم. بنابراين اصولاً ما معتقد بوديم كه تسخير سفارتخانه بدون طى مراحل قانونى كار درستى نيست. در آن جلسه ما گفتيم كه الان حمله به نقاط مختلف تنها از سوى گروه هاى معارض با حكومت صورت مى گيرد و ما ديگر در چنين قالبى قرار شده است كه حركت نكنيم و با انجام اين كار خارج از مراحل قانونى و بدون اجازه امام ديگر چگونه مى توان ميان نيروهاى معارض و همسو با حاكميت خط كشى كرد. ما به هر حال مخالف بوديم و آن جلسه پايان يافت با اين توافق كه اين بحث فراموش شود و هيچ كس در خارج از اين جلسه درباره آن در جايى صحبت نكند.